در جهان پساصنعتی، محور توسعه دیگر بر تولید انبوه کالا استوار نیست، بلکه بر پایهی دانش، اطلاعات و خدمات بنا شده است. در این دوران، سرمایهی اصلی جوامع نه کارخانهها و ماشینآلات، بلکه مغزهای متفکر، توان تحلیل داده، و مهارت در خلق ارزش ناملموس است. به بیان دیگر، اگر در عصر صنعتی ثروت از دل زمین و نیروی کار استخراج میشد، در جهان امروز، منبع اصلی ثروت در ذهنها و شبکههای اطلاعاتی نهفته است.
تحول پساصنعتی، ساختار اقتصادی و اجتماعی جهان را دگرگون کرده است. سازمانها از مدلهای سختافزاری و خط تولیدی به ساختارهای چابک و دانشی گذر کردهاند. مفهوم کار دیگر محدود به زمان و مکان نیست؛ نوآوری، همکاری شبکهای و تفکر میانرشتهای، جایگزین رویکردهای خطی و سلسلهمراتبی عصر صنعتی شدهاند. این تغییرات، مرزهای سنتی میان صنایع را شکسته و نوع جدیدی از ارزشآفرینی را پدید آورده است.
در چنین جهانی، کشورها و سازمانهایی پیشرو خواهند بود که بتوانند دانش را به سرمایهی اجتماعی و اقتصادی تبدیل کنند. سرمایهگذاری در آموزش، ارتقای سواد دیجیتال، پژوهش و نوآوری، دیگر گزینهای انتخابی نیست، بلکه ضرورتی حیاتی برای بقا و رقابت در آیندهای است که با سرعت دادهها و ایدهها حرکت میکند. جهان پساصنعتی، جهانی است که در آن تولید اندیشه، مهمتر از تولید کالا است.
تیم ارتباطات فلوئید ولو
۵ اردیبهشت ۰۵







