[پُست ۲ از ۲]
صنایع هایتِک امروز بهعنوان مزیت رقابتی کشورها شناخته میشوند. براساس گزارشهای بینالمللی، کشورهایی که توانستهاند سهم بالاتری از این بازار را به دست آورند، از رشد اقتصادی سریعتر، بهرهوری بالاتر، و قدرت نرم بیشتری در سطح جهانی برخوردار شدهاند. برای نمونه، ایالات متحده و شرق آسیا با تمرکز بر هوش مصنوعی، نیمهرساناها و ارتباطات نسل پنجم، بخش بزرگی از ارزش جهانی این صنعت را در اختیار گرفتهاند.
با این حال، فرصت برای دیگر کشورها نیز وجود دارد. بازارهای نوظهور میتوانند با سرمایهگذاری هدفمند در آموزش تخصصی، زیرساختهای دیجیتال، و شبکههای بینالمللی همکاری، به بخشی از زنجیرهی ارزش جهانی متصل شوند. نکتهی مهم آن است که در دنیای هایتک، سرعت و چابکی اهمیت بیشتری نسبت به اندازهی اقتصاد یا منابع طبیعی دارد.
از منظر آیندهپژوهی، سه روند اصلی میتواند مسیر صنایع هایتک را در سالهای پیشرو تعیین کند:
یک) ادغام فناوریها (مانند پیوند هوش مصنوعی با بیوتکنولوژی یا اینترنت اشیا با انرژیهای نو)،
دو) اخلاق و حاکمیت فناوری (مسائل مربوط به دادههای شخصی، امنیت سایبری و عدالت دیجیتال)؛
سه) پایداری و محیطزیست (فناوریهای سبز، کاهش مصرف انرژی و اقتصاد چرخشی).
بنابراین، آنچه امروز در صنایع هایتک رقم میخورد، نه تنها آیندهی اقتصاد جهانی، بلکه آیندهی زندگی اجتماعی، محیطزیست و حتی روابط ژئوپلیتیک را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
[پایان]
تیم ارتباطات “فلوئید وَلو”
۲۶ شهریور ۰۴







