وقتی تورم بالا میرود، اثراتش فراتر از افزایش قیمتها در فروشگاههاست، بلکه تولید صنعتی یکی از نخستین و مهمترین قربانیان این روند است. چند نکتهی کلیدی که مدیران و تصمیمسازان باید بدانند:
یک) کاهش قدرت خرید و افت تقاضا:
تورم بالا هزینهی کالاها را برای مصرفکننده و کسبوکارها افزایش میدهد و تقاضای محصولات صنعتی را کم میکند. کاهش تقاضا باعث مازاد ظرفیت و کاهش بهرهوری میشود.
دو) افزایش هزینهی تأمین عوامل تولید:
قیمت مواد اولیه، انرژی و قطعات بالا میرود؛ شرکتها یا حاشیه سود را فدا میکنند یا قیمت محصولات را افزایش میدهند که ممکن است تقاضا را بیشتر تضعیف کند.
سه) بیثباتی برنامهریزی و سرمایهگذاری:
نوسانات قیمتی، پیشبینی هزینه و بازده سرمایهگذاری را دشوار میکند که نتیجهی آن کاهش سرمایهگذاری بلندمدت در فناوری، نوسازی ماشینآلات و توسعهی ظرفیت است.
چهار) فشار بر زنجیرهی تامین و نقدینگی:
افزایش هزینههای عملیاتی و نرخ بهره منجر به فشردهشدن گردش نقدی میشود؛ شرکتهای کوچک و متوسط بهخصوص آسیبپذیرند و ممکن است از بازار کنار بروند.
پنج) فرار از نوآوری و کاهش رقابتپذیری:
زمانی که منابع برای حفظ بقای کوتاهمدت بسیج میشوند، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و ارتقای کیفیت به تعویق میافتد؛ این موضوع در طولانیمدت توان رقابتی صنعتی را تضعیف میکند.
تورم مانند طوفانی است که اگرچه ممکن است موقتی باشد، اما بدون اقدامات پیشگیرانه و سیاستهای ساختاری میتواند اثرات ماندگاری بر توان تولیدی کشور و اشتغال ایجاد کند.
تیم ارتباطات “فلوئید وَلو”
۳ آذر ۰۴







