بازدهی و بهرهوری دو مفهوم بنیادین در اقتصاد صنعتی به شمار میروند که هرچند پیوسته در کنار یکدیگر به کار میروند، از حیث معنایی متمایزند. بازدهی عمدتاً به نسبت میان محصول تولیدشده و منابع مصرفشده در یک فرآیند مشخص اشاره دارد و کارایی فنی واحد تولیدی را نشان میدهد، حال آنکه بهرهوری مفهومی گستردهتر است و ارزش افزوده ایجادشده به ازای هر واحد از نهادهها، بهویژه نیروی کار و سرمایه، را میسنجد. به بیان دیگر، بازدهی پاسخ به پرسش «چگونه تولید میکنیم» است و بهرهوری پاسخ به پرسش «با چه ارزشی تولید میکنیم».
ارتقای این دو مؤلفه در صنعت به مجموعهای از عوامل بههمپیوسته وابسته است؛ از بهکارگیری فناوریهای نوین و نوسازی ماشینآلات گرفته تا آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی، بهبود فرآیندها و استقرار نظامهای مدیریت کیفیت. افزون بر این، بهرهوری صنعتی تنها با افزایش حجم تولید محقق نمیشود، بلکه مستلزم کاهش ضایعات، بهینهسازی مصرف انرژی و مواد اولیه، و ارتقای سطح مهارت و انگیزهی کارکنان است. در واقع، سرمایهگذاری در بهرهوری، سرمایهگذاری در رقابتپذیری بلندمدت بنگاه به شمار میرود.
در بستر صنعت ایران، توجه به شکاف موجود میان بازدهی اسمی و بهرهوری واقعی ضرورتی راهبردی است؛ بسیاری از واحدهای تولیدی با ظرفیتهای خالی و بهرهوری پایین نیروی کار مواجهاند. ازاینرو، سیاستگذاری صنعتی اثربخش باید بر سنجش منظم شاخصهای بهرهوری، هدفگذاری کمی برای بهبود آن و پیوند نظام پرداخت با عملکرد واقعی بنگاهها متمرکز شود، تا مسیر رشد پایدار صنعتی هموار گردد.
تیم ارتباطات فلوئید ولو
۲۰ مهر ۰۵






