مرگ یک محصول یا صنعت بهمعنای افول تدریجی و در نهایت کنار رفتن آن از عرصهی تولید و بازار است؛ فرآیندی که نه رویدادی ناگهانی، بلکه نتیجهی تراکم تغییرات فنی، اقتصادی و رفتاری در طول زمان به شمار میرود. هر محصول یا صنعت در چرخهی عمر خود مراحلی چون معرفی، رشد، بلوغ و افول را طی میکند و «مرگ» هنگامی فرا میرسد که تقاضای پایدار، توان رقابتی یا توجیه اقتصادی آن از میان برود. نمونههای تاریخی نظیر صنعت تولید فیلم عکاسی، دستگاههای پخش نوار کاست یا لامپهای رشتهای، نشان میدهد که این افول غالباً با ظهور فناوری جانشین یا تغییر الگوی مصرف همراه بوده است.
عوامل متعددی در مرگ یک صنعت نقش دارند؛ از نوآوریهای مخرب و فناوریهای جانشین گرفته تا تغییر سلیقهی مصرفکننده، تحول در مقررات و هزینههای نسبی تولید. در این میان، عواملی چون مقاومت در برابر نوسازی، وابستگی به فناوری منسوخ، نبود سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و چسبندگی نهادی، روند افول را تشدید میکنند. آنچه اهمیت دارد این است که مرگ صنعت معمولاً پیش از آشکار شدن کامل، نشانههایی در کاهش حاشیه سود، افت سهم بازار و مهاجرت نیروی متخصص بروز میدهد و تشخیص بههنگام این نشانهها امکان بازآرایی یا گذار تدریجی را فراهم میآورد.
در بستر صنعت ایران، تجربهی افول برخی صنایع سنتی و واحدهای تولیدی با فناوری فرسوده، ضرورت رویکردی پیشنگرانه را برجسته میسازد. سیاستگذاری هوشمند باید بهجای توقف در پاسداری از صنایع ناکارآمد، بر بازآموزی نیروی کار، انتقال فناوری، تنوعبخشی به زنجیرهی ارزش و هدایت منابع به فعالیتهای نوپدید تمرکز کند؛ چراکه پذیرش چرخهی طبیعی مرگ و تولد صنایع، شرط لازم برای پویایی پایدار اقتصاد صنعتی است.
تیم ارتباطات فلوئید ولو
۲ آبان ۰۵






